تبلیغات
ss501 در قلب من - خانه سازمانیه دبل اس (قسمت14)

ss501 در قلب من

لطفا برگردین

سلام بر همهههههههههههههههههههههههههههههه

باز من قاطی کردم

بعد از مدتها انتظار بالاخره قسمت جدید داستان رو میذارم

فقط یه چی بگم

بچه ها اگر اسمتون  یه وقت تو داستان نبود و یا دیلوگتون کم بود ناراحت نشین همونطور که خودتون میدونید ماشاا... هزار ماشاا... تعداد هووها بالاست

این قسمت رو هانیه جون واسمون نوشتن

یه ذره بعد سوار هواپیما شدن و بعد از پنج شیش ساعت رسیدن ایران... هیونگ بردشون به یه خونه ی خیلی خیلی خیلی بزرگ که مث قصر بود...

نانا: چقدر قشنگه...

مهسا: همیشه میدونستم سلیقه شوهرم حرف نداره...

جونگی: حالا کجا هست اینجا؟

هیونگ: خونه ی ... چیز... بریم تو بهتون میگم...

هیونگ رفت جلو زنگ درو زد... چند لحظه بعد در باز شد و همه رفتن تو... البته یه ده دقیقه ای طول کشید تا وارد بشن (دعوا سر اینکه کی زودتر بره تو!)... هیونگ جلو تر از همه رفت تو... بقیه هم دنبالش رفتن...

هیونگ: اوهوم اوهوم... باید یه چیزی بگم

جونگی: چی؟

هیون: زودتر بگو خسته ایم... میخوایم استراحت کنیم

یهو یکی از درا باز شد و یه دختر جوون و خیلی خوشگل و ناز اومد تو...

فاطمه: مهسا هنوزم میگی که سلیقه شوهرت حرف نداره؟

مهسا: این دیگه کیه؟

هیونگ: این به درخت میگن... ایشون حانیه خانوم هستن... سوگلی بنده...

حانیه: خوشبختم...

دستشو برد جلو تا باهاشون دست بده ولی هیشکی دستشو جلو نیاورد...

نانا: چی چیه بنده؟

جونگی: سوگلی!!...

هیونگ: خب چیه؟

یه نفر: عالیه...اول اتنا حالا هم این...

هیونگ: این به درخت میگن...صد دفعه...

مهسا: هیونگ دهنتو ببند...

حانیه: هوووووی چه طرز حرف زدنه؟ هیونگ جونم نگران نباش من آدمشون میکنم...

هیونگ: مگه اینا چشونه؟ خیلی هم خوبن...

مهسا: هوو های عزیز... باید خبر خاصی رو اعلام کنم... حانیه قشنگ با دیوار یکسان شد...

همه غش غش زدن زیر خنده

اتنا: حانیه جون... ناراحت نشو... بعدن با هم حالشونو می گیریم

حانیه: مرسی اتنا جون... ولی من از دست هیونگ ناراحتم...

هیونگ: مگه من چی گفتم؟

حانیه: بگو چی نگفتی؟ به تو طرفداری نیومده...

هیونگ: ببخشید عزیزم...

حانیه: حالا که گفتی ببخشید میبخشمت...

هیون: خب بالاخره تموم شد؟

نازنین: اوا یونگ شیم کو؟

جونگ: یعنی چی کو؟ مگه نیاوردیش؟

فاطمه: چه جالب... مردم بچه شونم جا میذارن...

نازنین: بذار بچه تو هم به دنیا بیاد می بینیم چی کار میکنی؟

جونگی رفت بیرون دید یکی از راننده ها داره تو حیاط دنبال یونگ شیم میدوئه... جونگی با هزار تا وعده وعید یونگ شیم رو آروم کرد و آوردش تو...

کیو: خب حالا قراره اینجا بمونیم؟

فائزه: این جور که معلومه آره

جونگی: پس میشه بگین اتاقای ما کجاس؟

حانیه اتاق همه رو نشونشون داد...

یونگی: میگم یه سوال فنی... اینجا بستنی هم پیدا میشه؟

هیون: یونگییییییی!!

همه داشتن میرفتن تو اتاقاشون...

مهسا: هی هیونگ تو کجا؟

هیونگ: یعنی چی کجا؟میخوام برم بخوابم

نانا: شما بفرما تو حیاط

هیونگ: اوا یعنی چی؟ چطوریه جونگ مین که میره این همه زن میگیره نباید بره تو حیاط؟

 فاطمه: مگه جونگ مین زن گرفته؟

هیونگ: اوووو خانومو باش... کجای کاری؟

غذل: آره جونگی؟

جونگی: دروغ میگه به خدا

شرمین: خیلی بی شعوری

آرین: با این حساب هم تو هم هیونگ باید تشریف ببرین تو حیاط

حانیه: وا به آقای من چی کار دارین؟

یه نفر: شما دهنتو ببند...

هیونگ: یه نفرررررر... مودب باش عزیزم... در ضمن قابل توجه همسران جونگ مین... بفرمایین کیف پولشو نیگا کنین...

جونگ مین: چرا چرت میگی؟ من که کیف پول ندارم

کیو: بعله خب این پولش کجا بود که کیف پولشم داشته باشه؟

جونگ: کیوووووو!

نازنین: کو؟ ببینم...

یهو همه ی خانوماش حمله کردن سمت پالتوی جونگ مین... فاطمه کیف پولشو در آورد و بازش کرد...

فاطمه : این عکس کیه اینجاس؟

هیونگ: نگفتم؟

جونگ : ا چیزه...خب...راستش...آخه...باید زودتر میگفتم

غذل: جونگی میکشمت...

هیون: مبارکه... مبارکه...حالا اسمش چیه؟

جونگ: خب چیز... آری

آرین: آری مگه اینکه گیرت نیارم...

آری: بله؟

همه برگشتن طرف صدا...آری جلوی یکی از درا وایساده بود...

نازنین: چی؟ تو...اینجا چی کار میکنی؟

آری: اولا سلام...دوما من آری هستم خواهر حانیه...

همه مخصوصا زنای جونگ مین: چییییییی؟؟؟؟؟!!!!!!

جونگ مین: خانوما لطفا آروم باشین...

غذل: جونگی... گمشو بیرون

آری: هووووی با آقای من درست حرف بزن...

شرمین: شمام با هووی من درست حرف بزن...

اون شب هیونگ و جونگ مین رفتن تو حیاط و جاشونو پهن کردن و خوابیدن...

 

 

خب اینم از این قسمت بدبختیو دیدین یه هوو دیگه هم بهم اضافه شد

هه هه هه

خب قسمته بعدوهر کی میخواد بنویسه بهم بگه

 


نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1390 ساعت 06:35 ب.ظ توسط fatemeh joon بدو بیا نظر بده |


Design By : Pichak