تبلیغات
ss501 در قلب من - خانه سازمانیه دبل اس (قسمت10)

ss501 در قلب من

لطفا برگردین

سلام بچه ها واستون قسمته جدید رو گذاشتم

بچه ها یکی دیگه هم تو داستان اضافه شد هوومه به اسمه زهرا

میخواستم بگم من این داستان رو نوشتم اگه یه وقت اسمه کسیو نیاوردم یا دیالوگ واسش کم گفتم تورو خدا ناراحت نشید

اونایی که داستان نوشتن میدونن خیلی سخته تعداد خیلی زیاده

من این پست رو تند تند دارم میذارم که نازی جونم ببینه

اگه بد بود ببخشید

             خانه سازمانی دبل اس 501(قسمت10)

 

خلاصه همه برگشتیم به کره .دبل اس هم واسه کنسرتشون داشتن اماده میشدنو تمرین میکردن .خواهر پریا و نامزدشم قرار بود سه هفته بمونن و میتونستن بیان کنسرت !

شبه اول که اونا اومده بودن هیون که میخواست خودشو جلو باجناقه فوتبالیستش بهتر جلوه بده همه ی مارو خونشون دعوت کرد ! بعده دادن یه شام مفصل که حسابی خودشو تو خرج انداخته بود همه دوره هم نشستیم . بیچاره رونالدو چیزی از زبونه کره ای متوجه نمیشدو همش ساکت نشسته بود

هیون به انگلیسی که دستو پا شکسته بلد بود بهش گفت:باجناق جان انقد ساکت نباش با ما قاطی شو

رونالدو :چی؟

ما همه به سمتشون جلب شدیم

هیون :بذار یکمی از خودم بهت بگم که ببینی چه باجناق باحالی گیرت اومده

هیون طبق معمول شروع کرد به خالی بستن ماهم که همه میدونستیم داره دری وری میگه راجبه خودش میگه هی میخندیدیم

هیون: ببین باجناق من از همون اول که کوچیک بودم استعدادهای خیلی خوبی داشتم عالی! همه میگفتن این پسر در اینده موفق میشه

هیونگ با یه حالته مسخرگی گفت: خیلییییییییییییییییییییییی

هیون:داشتم عرض میکردم توی مدرسه تاپه کلاس بودم

رونالدو: واقعا؟ افرین

هیون: پس چی باجناق بهترین نمره تو کلاس ماله من بود

جونگ : اره 11

هیون به کره ای گفت: خفه میشید یا نه

درحالی که هیون داشت به خالی بندی هاش ادامه میدا پرنیا خواهر پریا دمه گوشش گفت:پریا هیون چرا داره چرتو پرت میگه

پریا : وا پرنیا چرتو پرت چیه شوهرم بهترینه

لیندا بلند گفت: الهییییییی قربونت برم شوهرم که انقد از خودت تعریف میکنی

هیون:تعریفی هم هستم

یونگ: اووووووووووووغ

من که حوصلم واقعا سر رفته بود یهو نازی بلند گقت:

نازنین:یه نظر دارم

جونگ : الهی قربونه تو بشم که همیشه نظر داری ! من موافقم

ایسودا: وا جونگ مین مگه تو میدونی نظرش چیه

جونگ: نه ولی میدونم هر چی باشه بهترینه

یونگ:خاک برسرت  زن زلیل

جونگ رو به یونگ گفت: شما بستنیتو کوفت کن

کیو اروم دمه گوشه یونگ گفت:اقا یونگ سنگ بهش نگو زن زلیل برد ور جونگ کرده.نیگا باهمین کاراشه که این همه زن گرفته .همش دورشن .کلاه منو تو پسه معرکست مخصوصا تو

یونگ با فکر سرشو تکون داد حرفه کیو رو تایید کرد گفت:هووووووووم

شرمین:ای بابا نازنین میگی نظرت چیه یا خودمو جر بدم

لیندا: جالب شد نازنین ! نگو بذا ببینم چجوری میخواد خوشو جر بده

شرمین : میخوای اول تورو جر بدم ببینی

غذل:  بی تربیت نشین بچه ها جلو بچه ها ازین حرفا نزنید یاد میگیرن

صدف: اره مثلا همین فندق  پس فردا یه یه چی بشه به کیو میگه بابا جرت میدما

کیو: اوا صدف جوم تو چرا ازمن مایه میذاری قربونه شکله ماهت برم مرواریده من

فائزه: اسمش صدفه

کیو: خودم میدونم ولی واسه من مثه مروارید میمونه

جونگ به کیو گفت: اوه اوه کیو حرفتو پس بگیر زنات گارد گرفتن

پرنیا: اقا انقد کره ای حرف نزنید نامزدم حوصلش سر رفت

فاطمه: ای بابا سه ساعته میخواد نازی نظرشو بگه ها چقد حرف میزنید

جونگ : فاطمه جونم حرص نخور واسه بجه خوب نیست نظرتو بگو

نازنین:بیایید اسم فامیل بازی کنیم

کیو: چیییییییییییییییییییییییی؟

اسما : عالیه فکر خوبیه

هیون: اسم فامیل دیگه چیه ؟

ایسودا: اینا اسم فامیل بلد نیستن که

غذل  : کاری نداره بهشون یا میدیم

اسما: بابا سه ساعت طول میکشه ینا به همین اسونی یاد نمیگیرن

نازنین: اون با من

اینو که نازی گفت همه شروع کردیم به توضیح بازی  واسشون وای پدرمون درومد به غلط کردن افتادیم

مگه اینا متوجه میشدن از خنگ یچی اونورتر بودن بعد سه ساعت تازه یونگ گفت

یونگ: اهان من فهمیدم یعنی مثلا گفتین از حرفه ب من بنویسم بستنی

جونگ : توام که نافتو با بستنی بریدن

یونگ: به تو چه! توام نافتو با فضولی بریدن

جونگ: شکمو ...

ایسودا: اهای اقا حواست باشه با شوهر من چجوری صحبت میکنی

فاطمه : اهای خانم حواست باشه با پدر بچه من چجوری صحبت میکنی

یونگ : اهای خانم حواست باشه با زنه من چجوری صحبت میکنی

جونگ: اهای اقا حواست باشه با دردونه من چجوری صحبت میکنی

ایسودا: اهای ...

هیون: ای اهای و کوفت ای اهای و درد ای اهایو زهره مااااااااااااار

رونالدو با تعجب گفت : چی شده؟؟؟؟

کیو : گربه سواره خر شده

هیونگ: اره هیون سواره جونگ شده

اینو که هیونگ گفت غذل کوسنه رو مبلو گرفت محکم شوت کرد تو صورته هیونگ

مهسا: چی کار کردییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

غذل : خوب کردم

یه نفر رفت موهای کشید ولش نکرد

من بلند شدم رفتم یه دونه زدم تو بازو یه نفر گفتم :

فاطمه: اوهوی چرا موهای هوومو میکشی

یونگ دست زد علامته پیروزی نشون داد گفت :اوووووووووووو 50 امتیازه مثبت

لیلا: فاطمه دیگه نبینم دستتو رو هووم بلند میکنی ها

هیون: وا چه همه طرفه هووشونو میگیرن

پریا: ی خدا میایید بازی کینم یا نه

همه شروع کردیم به بازی کردن ! اولی از حرف ز بود

هیونگ : stop

اسم : همه یکی یکی گفتن که نوبته جونگ شد یهو گفت : زهرا

ما هو ها همه گفتیم : چیییییییییییییییییی؟ زهرا؟

غذل : اقا جونگ مین چرا گفتی زهرا

کیو : پس چی بگه خب باید یه اسمی میگفت دیگه

شرمین: باید یه اسمه مردونه میگفت

یونگ: جونگ راستشو بگو خبریه ؟

جونگ : یونگ یه دقه خفه شو

بعد رو به ماکه داشتیم بدجور نیگاش میکردیم گفت : والا چجوری بگم تورو خدا دعوام نکنیدا اخه چجوری بگم

هیون: سرتون یه هوو دیگه اورده که اسمش زهرا خانمه

ما همه هووها: چیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟ کی؟

جونگ: بابا یهووی شد

شرمین : غلط کردی یهووی شد

فاطمه: جونگ تو ازین بچه تو شکمه من خجالت نمیکشی

کیو: جونگ مین جان کارت امشب درومده فک نکن ما بهت جا میدیم باید بری تو پارک بخوابی

شرمین : حالا قراره کی بیاد پیشه ما

جونگ: از فردا

ما همه هوو ها پاشیدیم و رفتیم تو ی واحد خودمون

هیونگ: جونگ مین جان ناراحت نباش امشب پیشه خودم بمون فردا هم زنامو میفرستم با زنات بحرفن ارومشون کنن

خلاصه اونشب گذشتو فرداش همه بچه ها اومدن و با ما هوو ها صحبت کردن

جونگ هم زیاد دروبره ما نمیومد که ما قاطی کنیم

تو خونه بودیم که یهو زنگ خونه خورد

من رفتم جواب دادم

فاطمه:بله؟

زهرا:سلام من زهرا هستم میشه درو باز کنید

برگشتم به همه نگاه کردم و گفتم زهراست

و درو باز کردم

 

خب تموم شد ببخشید هول هولی شد

هر کی میخواد ادامشو بنویسه بهم بگه

بای بای

نظر یادتون نره ها


نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1390 ساعت 04:55 ب.ظ توسط fatemeh joon بدو بیا نظر بده |


Design By : Pichak